محمد غازي ملطيوي

10

روضة العقول ( فارسى )

چگونه مضطرّ و مضطرب بوده است ، و در اين عهد همايون ، كه از ضرر مصون باد ، چگونه قرين سنا و بسطت و مغمور بها و غبطت است . و اميد دارد به عواطف ايزد جلّ و عزّ ، كه اگر در اجل تأخير افتد ، هر كتاب كه ترتيب رود ، در هر نوع كه باشد ، مخبر صادق عدل و منهى حاذق بذل خداوند عالم سلطان قاهر : مدّ اللّه أمد دولته و شيّد عمد حضرته ، باشد . و معلوم است كه جناب مقدّس اشاد اللّه اركانه بندگان بسيار دارد كه هر يك از ايشان كان فضايل و مكان فواضل‌اند . اگر از ايشان كسى در اين تلفيق [ b 10 ، P ] قدحى كند و در اين ترتيب قذفى انديشد ، عند الامتحان يكرم الرّجل او يهان ، صدق اقوال و قبح افعال از امتحان مثل اين تلفيق ظاهر گردد . و با اين همه چون راى مشرق خداوند جهان كه دايم در امان باد ، نقّاد بصير است ، از طعن حسّاد و قدح اضداد خاطر را فراغى كلّى حاصل است ، و ضمير را ترفّه بغايت . و پوشيده نيست كه بندگان جناب اعلى را خدمت ايشان موقوف بر حيات ايشان است ، الّا اين خدمت كه اين بندهء كمينه كرد كه تا زبان تازى و پارسى در اقطار عالم و ارجاى زمين ساير است ، ذكر جلال بارگاه اعلى و اخلاص اين بندهء مخلص به واسطهء اين كتاب در افواه جهانيان شرقا و غربا خواهد بود و مقتبسان فوايد و مستفيدان فرايد را در جمله بسيط زمين كمال شهريارى و رأفت بنده‌پرورى هر لحظه تازه معلوم خواهد گشت . و اگر فرّ دولت خداوند عالم أشاط اللّه اعداءه نبودى ، از چو منى ضعيف ، اين چنين ترتيب شريف كجا در حدّ امكان آمدى ؟ [ a 11 ، P ] شعر تمرّ به الأيّام تسحب ذيلها * فتبلى به الأيّام و هو جديد ملك سبحانه و تعالى جناب اعلى را قوّت اقبال ابد كرامت كناد ، تا جهت اكتساب خلود سلطنت پيوسته معدّ باشد ، و نصرت را كه پرتو نور آن قوّت است ، متزايد داراد ، تا مستبد قبول تصوّر دوام بود ، و ظفر را كه ريع آن نصرت است